دنیای نو
وارونه که نگاه کنی
درخت ها را توی هوا در حال تاب خوردن می بینی
اتوبوس ها را معلق و ساختمان ها را آویزان می بینی
چه خوب است بعضی وقت ها هم
دنیا را از زاویه دیگری ببینیم.
شل سیلور استاین
رمز موفقیت بزرگان
بزرگان اعتقاد دارند که:
در بن بست های زندگی یا راهی خواهند یافت،
یا راهی خواهند ساخت.
هدف
ماه را هدف بگیر.
اگر موفق هم نشوی لا اقل روی ستاره ها خواهی افتاد.
غروب آفتاب رو خیلی دوست دارم...
تو اخترک من که به اون کوچیکیه
همین قدر که چند قدمی صندلیت رو جلو بکشی،
می تونی هر قدر دلت خواست
غروب آفتاب رو تماشا کنی.
یک روز 43 بار غروب آفتاب رو تماشا کردم.
خودت که می دونی:
وقتی آدم خیلی دلش گرفته باشه از تماشای غروب چه لذتی می بره....

گل سرخم...
اگر کسی گلی رو دوست داشته باشه که توی کرور ها کرور ستاره یک دانه ازش هست واسه احساس خوشبختی همین قدر بس است که نگاهی به آن همه ستاره بیندازد و بگوید:
((گل من یک جایی میان آن همه ستاره هاست)).
مسابقه دانستنیها
این اولین مسابقه توی وبلاگمه پس شرکت کنید و نا امیدم نکنید!
واما سوال مسابقه:
بلند ترین صدای دنیا از چه حیوانی است؟
مشاعره
و اما مشاعره این هفته:
به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی
خیال سبز خطی نقش بسته ام جایی
ی بده
خواب عجیب
دیشب خواب عجیب و غریبی دیدم
خواب دیدم معلم مدرسه شده ام
و معلم ها هم بچه مدرسه ای شده اند
و من به آن ها تکلیف می دهم.
صد تا کتاب تاریخ بهشان دادم
که هر شب حفظ کنندو
وادارشان کردم که بدون آن که چراغ را روشن کنند
تمام آن ها را از بر بخوانند.
فرستادمشان گردش علمی
به اطراف مغولستان
و برای تکلیف شب شان
گفتم که یک مانگولیای ارغوانی هفت متری در آنحا پرورش دهند.
ازشان پرسیدم حساب کنید که
هر نمره افتضاحی برابر با چند فطره اشک است؟
و برای هر جواب غلط شان
از گوش آویزانشان می کردم.
و وقتی که سر کلاس حرف می زدند یا می خندیدند
چنان نیشگونی ازشان می گرفتم که دادشان به هوا می رفت
آنقدر بلند و بلند و بلندتر ...که یکهو از خواب پریدم
در حالی که حسابی دلم خنک شده بود!
شل سیلور استاین
.
.
.
.
.
.
.
.
این مطلبو برای یه کوچولو (البته یه خورده بزرگ) که امروز تولدشه گذاشتم.
و اون کسی نیست به جز خانم افسانه بازیار...
تولدش مبارک!
مشاعره
سلام دوستای خوبم. تصمیم گرفتم که توی وبلاگم مشاعره بذارم.
اینم مشاعره:
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
د بده!
گلوله برفی
یک گلوله برفی برای خودم درست کردم،
آنقدر گرد و خوشگل که فکرش را هم نمی توانی بکنی.
بعد فکر کردمبرای خودم نگهش دارم،
و پیش خودم بخوابانمش.
برایش لباس خواب درست کردم،
یک بالش هم برای زیر سرش.
دیشب دیدم گذاشته رفته،
اما پیش از رفتن، جاشو خیس کرده بود!
شل سیلور استاین
من و عمویم
عمویم گفت: ((چه جوری به مدرسه می روی؟))
گفتم: ((با اتوبوس.))
پوزخندی زد و گفت)) :من وقتی هم سن تو بودم،
ده کیلومتر پیاده می رفتم.))
عمویم گفت: ((چقدر بار را می توانی بلند کنی؟))
گفتم: ((یک گونی برنج.))
پوزخندی زد و گفت: ((من وقتی هم سن تو بودم،
یک گاری را به حرکت در می آوردم و یک گوساله را بلند می کردم.))
عمویم گفت: ((تا حالا چند بار دعوا کردی؟))
گفتم: ((دو بار و هر دو بار هم کتک خوردم.))
پوزخندی زد وگفت: ((من وقتی هم سن تو بودم،
هر روز دعوا می کردم و هیچ وقت هم کتک نمی خوردم.))
عمویم گفت: ((چند سالته؟))
گفتم: ((نه سال و نیم.))
بادی به غبغت انداخت و گفت: ((من وقتی هم سن تو بودم،
ده سالم بود. ))
شل سیلور استاین
تولد!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام بچه ها!
امروز یه جشن تولده! همتونم دعوتید...!
هورا اااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!! 
تولدم مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!



عجب تولدیه! هورررررررررااااااااااااااا به افتخار خودم! 

ممنون بچه ها... زحمت کشیدین اومدین......حالا یه کف بلند.....!!!!!!!!!



خب نوبتی هم با شه نوبت کیک تولده..............................!!!!!!
کجاست این کیک تولد؟
آهان اینجاست، پیداش کردم........
.
.
.

صبر کنید بچه ها...
اه... صبر کنید به همتون میرسه...
نگران نباشید...
چی؟
به همه نرسید؟
فکر اینشم کردم.......
.
.
.
.

به به عجب کیکیه!
مممممممممممم....!
حالا نوبت کادوی دوستامه
.
.
.
.
اینم از کادو ها...
.
.
.

وای! یه عالمه کادوی تولد!
موشی جونمم میخواد کادو بده!
دستت درد نکنه موشی جون!

وااااای! بازم کادو؟؟؟؟؟؟

خرسی تو هم میخوای کادو بدی؟؟؟

حالا تولد، تولد، تولدم مبارک
مبارک، مبارک، تولدم مبارک





باید حسابی خسته شده باشید...





از همتون بخاطر شرکت در جشن تولدم و به خاطر کادو های
قشنگتون ممنونم!![]()
تا یه جشن تولد دیگه، خدا به همراهتون....!
خداحافظ...
روز جهانی کودک مبارک!

سلام!
سلام !
سلام....!
سلام بچه های خوب. روزتون مبارک. حالتون خوبه؟ من یکی که امروز خیلی خوبم....
الانم خیلی عجله دارم چون دارم میرم به یه جشن بزرگ!
چه جشنی؟
الان بهتون میگم...
صبر کنید دارم میگم دیگه!
ای.. خب هلم نکنید..!
دارم میرم به مسابقه! چه مسابقه ای؟ مسابقه بادبادکها و مسابقه نقاشی!
نمیدونم نتیجه اون چی میشه . فعلا تا بعد از مسابقه بای بای!
عجله دارمممممممم.......!!!!!!!!!
خداحافظ !........
مسافر کوچولو و بچه ها
بچه ها و دوستان عزیز ، سلام!
همون طور که اون بالا نوشتم ، این وبلاگ فقط مخصوص بچه های ۱ تا ۱۰۰ساله ست! منظورم از بچه های ۱۰۰ ساله همون بزرگ تر هایی است که هر چند از نظر سنی بزرگ شدن اما هنوز هم قلبشون مثل بچه ها می تپه. من سعی کردم در این وبلاگ موضوعاتی را که مورد علاقه اکثریت شماست بگذارم و با مسابقه و بازی های گوناگون شما رو سرگرم کنم. در ضمن خوشحال می شویم آثار فرهنگی (شعر،داستان،دل نوشته و...) و آثار هنری (نقاشی و...)زیبای خودتون رو در بخش نظرات و به صورت خصوصی بگذارید .
با نظر های زیباتون ما رو یاری کنید که بتونیم بهتر از قبل براتون بنویسیم.
طرفدار سر سخت بچه ها : بهناز حسنی (نویسنده وبلاگ)
این رو هم بدونید که توی دنیای بچه ها، پشت یک پرده سحر آمیز ، سرزمین بزرگ و زیبایی وجود داره که فقط کسانی میتونن اون رو ببینند که قلبشون مثل بچه ها پاک و بی آلایش باشه.
در مورد خودم/شازده کوچولو
بچه ها سلام.
فکر نکنم منو بشناسید. برای همین میخوام خودمو دوستانه بهتون معرفی کنم و در مورد ایده هام بهتون بگم.
اول میخوام از معرفی خودم شروع کنم. من بهناز هستم، اما میتونید منو شازده کوچولو یا هر چیز دیگه ای صدا بزنید. 11 سالمه. خواهر و برادر ندارم. ولی دوستای زمینی و خیالی زیادی دارم! تعجب نکنید منم مثل همه ی بچه های دنیا (همه اونایی که دلشون مثل بچه ها میتپه) دوستای خیالی دارم. به شغل روانشناسی علاقه زیادی دارم و بیشتر کتاب های خیالی میخونم. فیلم های خیالی هم میبینم ولی نقاشی کشیدن رو ترجیح میدم.
ایده های زیادی برای خودم دارم که یکی آرزوی بزرگ نویسندگی کودکانه.

هوررررررررررررراااااااااا

